خرید بک لینک

بالاخره پایان ناممو دفاع کردم و تموم شد

یکم احساس آزادی میکنم و یه عالم احساس خستگی

فیلم و عکس جدید از پسرم واسم فرستادن و دیشب تا صبح دوباره خوابشو دیدم

می دونین چیه؟

بزرگ شده

نوشتن یاد گرفته

و هر چقدر بیشتر احساس دلتنگی می کنم

حس می کنم بیشتر باهاش غریبه شدم و بیشتر منو نمیشناسه دیگه

اگه یه روز ببینمش و بخوام بغلش کنم اما نخواد بیاد بغلم چی؟

زندگی بازی های عجیبی داره واسمون گاهی

برچسب: نویسنده: رویا میرزاده تاريخ: شنبه 14 بهمن 1402 ساعت: 22:31

صفحه بندی