تو می خندی
حواست نیست
من آروم می میرم
تو میرقصی و من عاشق شدن رو یاد می گیرم
چه جذابی
چه گیرایی
چه بی منطق، به چشمات میشه عادت کرد
توی دستای تو باید
به 1م حسادت کرد
منو پک می زنی آروم
خرابم می کنی از سر
رژ لب روی ته سیگار
تن من زیر خاکستر
تنم می لرزه و میری
حواست نیست
هوامو کام می گیری
حواست نیست
حواسم هیت و می میرم
حواست نیست
کنارت اوج می گیرم
حواست نیست
برچسب:
نویسنده: رویا میرزاده