دوست دارم خیال بافیمو...
-
تاریخ: 1401/12/16 ساعت: 13:22
از دیشب بارون گرفته و امروز هنوزم بارون میادهوا خیلی خوبهمن عاشق هوای بارونی ام و وقتی دنیا پر میشه از بو و صدای بارون حالم خوب میشه و به طرز عجیبی مغزم روشن میشه و همه ی چیزای اطرافم انگار جهت مثبت می گیرهعاشق ترکیب بوی بارون و بوی آتیشمصدای بارون و صدای آتیشسرمای بارون و گرمای آتیشدوست دارم برم یه...
سکوت؟!
-
تاریخ: 1401/12/16 ساعت: 13:22
هر چی بیشتر از زندگیم می گذره، بیشتر از حرف زدن با آدما گریزون میشمچون حس می کنم می تونم با گفتن یه کلمه دنیای یه آدم یا آرزوشو نابود کنمو حتی خودمم متوجه نشم و یا قصد انجام این کار رو هم نداشته باشمسخته به تک تک کلماتت و تاثیری که روی افکار و احساسات دیگران میذاره فکر کنیراحت ترین راه اینه که زبون ...
سرتو از زیر برف دربیار!
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 12:39
گوشت شده کیلویی پونصد هزار تومنو فاکینگ شت همه چی از ماه پیش سه برابر شده به جز حقوق ها و دستمزد هابه سلامتی ما هم به طبقه ای پیوستیم که دیگه نمی تونیم گوشت بخوریم و از کلی چیزای دیگه هم باید بزنیم که فقط بتونیم اولیه ترین مایحتاج زندگی رو تامین کنیمحتی پوشاک رو جزو خریدای سالانه حساب نکردم خرج درما...
علم یا ثروت؟! مساله این نیست!!!
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 12:39
دوباره وسایلم رو اوردم بالاسردهدارم مث چی یخ می زنم ولی اینکه آپشن اینو داشته باشی هر از گاهی بری یه گوشه ی دیگه ی خونه بشینی و درس بخونی خودش تنوع بزرگیهمی تونستم کتابخونه هم برم اما حوصله جابه جا کردن لپ تاپ سنگینم رو ندارم و پروسه رفت و آمد خودش کلی وقت آدم رو تلف می کنهکاش یه عالمه پول داشتم و م...
سوال
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 12:39
ای کسانی که کامنت خصوصی میذارید و سوال می پرسید بدون اینکه آدرس وب تون رو بذارینبه نظرتون من چجوری جواب کامنت رو بدم که بهتون برسه؟! نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند ۱۴۰۱ساعت 15:52 توسط مسافر| Adblock test (Why?)
من حسِ غمگینِ یه آهنگم
-
تاریخ: 1401/11/15 ساعت: 16:06
من حسِ غمگینِ یه آهنگمبا گریه های تو هماهنگمبا ترسِ دوری از تو می جنگمامّا حواست نیست دلتنگم.هر لحظه از هر جا که برگردیبازم دلِ دیوونه مو داریشب های گریه، شونه مو داریحتی کلیدِ خونه مو داریامّا حواست نیست دلتنگم.مثلِ همیشه گرمِ رفتن باشپلکای من از گریه سنگینهدل می کنی آروم و آهستهرو زندگیمون برف می ...
عبور باید کرد...
-
تاریخ: 1401/11/15 ساعت: 16:06
راستش من از همه چی خسته امدلتنگمدلگیرمحالم خوب نیستهم جسمی و هم روحیاما حتی دلیلشو هم نمی دونممن تنهام و از این تنهایی که نمی تونم کنار بذارمش بیزارمدلم میخواد همه چی رو فراموش کنم و به زندگی ادامه بدم اما احساس می کنم حال من دیگه هیچوقت خوب نمیشههمیشه یه سایه سیاهی پشت سرم راه میاد و هر جار نور و ر...
-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 13:33
روی یه آدم جدید کراش زدم بعد از مدت هاالبته نمیشه گفت کراشفقط اینجوری ام که کاش پیام بده و اون پیام نمیدهبه این میگن کراش؟ نمیدونمخلاصه کهمی خوام بگم حس بعضی چیزا رو بلافاصله درک می کنمنمی دونم چرا اینقدر سریع!!!پ.نآپدیتبهش اعتراف کردم و رد شدمهاهاهاچه زیبا Adblock test (Why?)
تو خیلی دوری!خیلی دور!
-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 13:33
می دونین؟به این فکر می کنم که آدما همیشه دلشون برای دوران اوجشون تنگ میشه و سعی می کنن ادن دوره رو مدام تکرار و یاداوری کنن و خودشون رو بقیه با دوران درخشان زندگیشون نشون بدنمثلا من وقتی می خوام از خودم بگم می گم قدیما شاعر بودمرویای یه نیمه شب گرم بهاری که نصفه مونده و به اوج خودش نرسیده تموم شدتلخ...
یکمم تو بغلت این تنِ خسته رو خوابش کن... تو که بخوای می تونی!
-
تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 23:32
یچی همش کمهدوس دارم بیام اینجا و همش غر بزنمخوبیش اینه که اینجا هیشکی منو نمیشناسی و من میتونم خود واقعی درونم باشم و هی غصه بخورم هی غر بزنم هی بگم استرس دارم و هیچکس هم بهم غر نزنه که تو هم که همش حالت خوب نیست تو که همش استرس داری و...و من تازگی ها فهمیدم به جز من تو دنیا خیلیای دیگه هم هستن که ب...
!!!
-
تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 23:32
از دست یکی عصبانی ام و مثل همیشه اومدم اینجا بنویسمبعد یه مدت که باهام یهو صمیمی بود و صمیمی شده بود الان یهو اینجوریه که: آره آدم باید یه سری حد و مرزها رو نگه داره و خودش رو برام گرفتهمنم اینجوری ام که: وات دِ فاک؟اگه میخواین حد و مرز نگه دارین خب از اول با حد و مرز بیاین جلو و کم کم حد و مرزاتون ...
دل من بدجوری مرده... ولی خب بدجوری زندگی می خواد
-
تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 23:32
باید بگم به درک و بگذرمزندگی همینه و همینجوری می مونههر آدمی تا یه جایی از مسیر با آدم راه میاد و از اونجا به بعد دیگه باهات نیست و یهو میکنه ازت و میره به سمت خودشبه راه خودش با آدمای خودش و توی مسیر خودشپ.نمن اینو میدونم اما نمی دونم چرا هر دفعه این اتفاق برام میوفته باز ناراحت میشم و دپ میزنم و ا...
کتابخانه نیمه شب
-
تاریخ: 1401/2/7 ساعت: 16:59
اومدم کتابخونه و متوجه شدم من خیلی عاشق کتابخونه امعاشق یه عالمه قفسه کتاب که بشینم وسطشون و هر کتابی خواستم بردارم بخونم عاشق سکوتشعاشق اون حسی که حضور کتابا بهت میدنزندگی توی کتابخونه باید جذاب باشهپ. نشاید محقق شدن برام مناسب ترین کار باشه Adblock test (Why?)
خستگی
-
تاریخ: 1401/2/7 ساعت: 16:59
خودم بیدارم اما مغزم خوابهشبا خودم که می خوام بخوابم مغزم هی بیدار میشه و شروع میکنه به فکر کردن و نشخوار مغزی جوری که نمی تونم جلوشو بگیرمدارو می خورم می خوابم و مغزمم خوابش میبرهاما صبح زود یه دفعه آلارم بیدار باش میده و باز شروع می کنه به فکر کردن و نشخوار مغزیبدنم خسته و کوفتس و به شدت خوابم میا...
طوفان نوح!
-
تاریخ: 1399/11/14 ساعت: 16:54
لطفا وقتی هستین یجوری باشین که بعد رفتنتون با خودمون نگیم خداروشکر که رفت! پ.ن خدارو صد هزار هزار مرتبه شکر که رفتی امضا: یک عدد نجات یافته نوشته شده توسط مسافر در دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۹ |
آلزایمر
-
تاریخ: 1399/11/14 ساعت: 16:54
من این روزا خیلی دلم تنگ میشهxa0 برای کسی که نمیدونم کیه و نمیشناسمش... میگن اینجور وقتا در واقع اون شخصی رو که دلت براش تنگ شده رو میشناختی ، از خاطراتت پاک شده اما از قلبت نه... xa0پ.ن ممکنه یه روز از خاطراتم پاک شی... اما بدون همیشه و همه جا تو قلبم دارمت... نوشته شده توسط مسافر در چهارشنبه هشتم ...
ساعتِ شماطه دارِ کهنه
-
تاریخ: 1399/11/14 ساعت: 16:54
من هیچ وقت از روزای تلخِ تلخم اینجا ننوشتم و فقط تو دفتر خاطرات شخصیم نوشتم... الان که میخونمشون گاهی برای حال بد اون روزام گریه میکنم و میبینم بدی حال الانم حتی اگرم خیلی بد باشه به یک صدم بدی حال او
آخرین قایقِ نجاتِ منی
-
تاریخ: 1399/10/10 ساعت: 16:36
یکیو می خوام که اینجوری بهم ابراز علاقه کنه:من حواسم همیشه پرتِ توئه آره من مردِ بی حواسِ تو امعاشقم، مبتلام، دیوونممن یه لحظه از انعکاسِ توامتو تمامِ جهان برایِ منیمَن نَخِ دُکمه یِ لِباسِ تواَم
و چای دغدغه عاشقانه ی خوبی است...
-
تاریخ: 1399/10/10 ساعت: 16:36
اینقدر بزرگ شدی و چهرت تغییر کرده...دلم تنگ شده برات... داریکم کم مردی میشی...من فقط میتونم حسرت بغل کردنتو بخورم... نوشته شده توسط مسافر در یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۹ | Let's block ads! (Why?)
شب از جایی شرو میشه که تو چشماتو میبندی
-
تاریخ: 1399/10/10 ساعت: 16:36
تا این که با هویت ما آشنا شویاصل شناسنامه ی خود را نهاده ایمبرنده ایم اگرچه بریده بریده ایمما آهنیم اگر چه براده براده ایممعصوم نیستیم یقینا ولی اگرابلیس هم شویم خداوند زاده ایم Let's block ads! (Why?)